• وبلاگ : روزهاي نو
  • يادداشت : شب بخير کوچولو
  • نظرات : 2 خصوصي ، 7 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    نمي دوني . همش داشتم گريه هاي طاها رو تصور مي کردم . اون شب اول بعد از تموم شدن داستان .

    _______

    من با موبايلم فقط مي تونم راديو جوان و راديو معرف رو بگيرم

    در ضمن يوسف خيلي دير خواب مي ره . بهت که گفتم با 10 تا سي دي هم خواب نمي ره . ولي دوست دارم اين قصه ي شب رو تجربه کنم . هر چند يه مدته ديگه تيريپ مردونه برميداره . احتمالا اين داستانا رو بچه گونه بدونه

    پاسخ

    باور کن بااينکه الان تقريبا 2هفته اي هست که اين اتفاق داره مي افته ولي من هنوز خودم باور نميکنم که طاها زود خواب بره .ميرم يواش هندزفري رو از توگوشش در ميارم ،دستم هم جلو صورتش تکون ميدم که ببينم واقعا خوابه؟آخه اين که هرشب 1ساعت کتاب ميخونده حالا10دقيقه اي خواب رفته؟هنوز باورش سخته